سيد ابراهيم سيد علوى
9
يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى )
كار اساسى مىكنند ، كارهاى متفرقه در تاريخ گم مىشود يا كم پرتو است ، اين كارهائى كه مىماند و در قرنها و هزارههاى بعد باز آثار خودش را نشان مىدهد كارهاى مادر است و لذا محققين ، بنيادها ، مؤسسههاى علمى و اجتماعى بايد فكر كنند حد اقل براى خودشان يك كار مادر ، اساسى و ماندنى وسيع داشته باشند ، غير از كارهاى متفرقهاى كه مسائل روز براى آدم تحميل مىكند يك كار اساسى لازم است كه وجود داشته باشد تا باقى بماند . اگر كار اساسى باشد كارهاى فرعى هم در كنار آن اثر خودش را در تاريخ مىگذارد و نهج البلاغه ايشان را زنده كرد و امروز ما اگر براى سيد رضى هزار سال بعد از مرگشان كنگره تشكيل مىدهيم و در حسينيه ارشاد از سوى بنياد نهج البلاغه و در زير سايه امام امت و در انقلاب اسلامى ، ايشان اين جورى مطرح مىشوند اين از بركات نهج البلاغه است ، از بركات همان القاء لطف الهى به ذهن مقدس ايشان است . از چيزهائى كه در به دو امر يك مقدار براى آدم عجيب مىآيد مسئله خانوادگى ايشان و برادرشان و پدرشان و موقعيت ممتازى است كه اينها در پايتخت حكومت عباسىها داشتند البته با كمى مطالعه براى آدم حل مىشود من خودم ابتدا كه مىخواستم براى اين سخنرانى آماده شوم همين سؤال توى ذهن خودم بود يك قدرى دنبال همين ، كار كردم كه بفهمم اين چه وضعى است كه اينها داشتند يك خانوادهاى شيعه نزديك يك قرن و ( هفتاد ، هشتاد سال ) با نهايت عزت در پايتخت حكومت عباسى - بغداد - زندگى مىكردند و از رءوس شيعه و از بزرگان تشيع بودند و ما مىدانيم مسئلهء تشيع با حكومتهاى وقت ( حكومتهاى عباسى ) نوعا در تضاد بوده است . اين سؤال اول توى ذهن آدم پيش مىآيد كه چطور مىشود ؟ آيا آنان سازشكار بودند ؟ و با حكومت عباسى ، از در سازش در آمده بودند ؟ كه اين قدر معزّز بودند ؟ ما روحانيانى كه در حكومتهاى گذشته معزز بودند زندگىشان را كه مىبينيم ( مگر مواردى استثنائى ) ، آنها همه يك نوع سازشى